کلا دیگه خالی شدم از حرف...
شدم مثل یه ربات که یه برنامه مشخص بهش دادن. سه روز میرم سرکار، مستقیم میام خونه، اگه تهیه موادغذایی داشته باشم میرم بیرون. در غیر این صورت تا دفعه بعدی که میرم سرکار خونهام.
هر چند هفته یه بار هم میرم دانشگاه که با دوستام درمورد یکی از پروژههام حرف بزنیم و انجام بدیم...
و چشم دوختن به خبرهای منتشر شده... و شاهد دود شدن کشورم از دور...
برچسب: نویسنده: بردیا محمدی تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 15:42